برای نجات ایران از
تحریم فقرومردم
فریبی
می آید...
میر حسین موسوی
رای
یکپارچه ملت ایران

جشنواره سراسري ارديبهشت تئاتر ايران آغاز ميشود
جشنواره سراسري ارديبهشت تئاتر ايران با هدف بزرگداشت روز جهاني تئاتر از روز اول ارديبهشت به مدت يك ماه در مراكز استانهاي كشور آغاز ميشود.
اداره كل هنرهاي نمايشي وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي با انتشار اطلاعيهاي اعلام كرد كه قطار برنامههاي اين جشنواره روز اول ارديبهشت از استان آذربايجان شرقي به راه ميافتد و پس از ۳۰روز، مرحله استاني آن، سي ام ارديبهشت در يزد به پايان ميرسد.
به گزارش ايرنا، جشن پاياني جشنواره ارديبهشت تئاتر ايران روز ۳۱ارديبهشت در تالار وحدت تهران برگزار خواهد شد.
هدف از برگزاري جشنواره، بزرگداشت روز جهاني تئاتر، تجليل از فعالان و خادمان عرصه تئاتر كشور و قدرداني از نهادها، ارگانها و شخصيتهايي است كه به پيشبرد هنر نمايش در كشور كمك كرده اند.
بنا به اعلام اداره كل هنرهاي نمايشي وزارت ارشاد، ويژه برنامههاي ارديبهشت تئاتر ايران روز اول ارديبهشت در تبريز مركز استان آذربايجان شرقي روي صحنه ميرود و پس از آن، استانهاي اردبيل، اصفهان، ايلام و بوشهر به ترتيب سوم، چهارم، پنجم و ششم ارديبهشت ميزبان مراسم ويژه جشنواره خواهند بود.
هفتم ارديبهشت و در آغاز هفته بزرگداشت روز جهاني تئاتر، جشنواره ارديبهشت تئاتر ايران هم به تهران - پايتخت - ميرسد تا شاهد مراسمي ويژه در خانه تئاتر باشد.
يك روز بعد، ارديبهشت تئاتر در شهركرد مركز استان چهارمحال و بختياري شكوفه خواهد داد. نهم ارديبهشت در مشهد مقدس، زائر بارگاه قدس رضوي خواهد بود، ۱۰ارديبهشت در بجنورد خراسان شمالي خيمه خواهد زد و ۱۱ ارديبهشت به بيرجند در خراسان جنوبي خواهد رفت.
۱۲ارديبهشت، روز ويژهاي براي ارديبهشت تئاتر ايران است چون بطور همزمان براي اروميه مركز استان آذربايجان غربي در شمال غرب ، اهواز مركز خوزستان در جنوب غربي و زنجان در غرب ايران نمايش اجرا ميكند. .
بر اساس برنامه اعلام شده، استان سمنان روز چهاردهم، فارس روز شانزدهم، قزوين روز هفدهم، قم روز هجدهم، كردستان روز نوزدهم، كرمان روز بيستم و كرمانشاه روز بيست و يكم در مراسم ارديبهشت تئاتر شاهد اجراي نمايشهاي ويژه و تجليل از هنرمندان بومي خود خواهند بود.
دو استان سيستان و بلوچستان و گيلان نيز در روز بيست وسوم، گلستان در روز بيست و چهارم، لرستان و مركزي روز بيست وپنجم، مازندران، بيست و ششم و استانهاي هرمزگان، همدان و يزد به ترتيب روزهاي ۲۹ ،۲۸و ۳۰ارديبهشت ميزبان مراسم ارديبهشت تئاتر ايران خواهند بود.
اين نخستين بار است كه همايشي به وسعت همه ايران براي تجليل از تئاتر و هنرمندان و دست اندركاران اين عرصه برگزار ميشود.
|
دوستان عزیز به دلیل نزدیک شدن تئاترم به اجرا و مشغله های کاری وقت نکردم وبو آپ کنم ولی یک مطلب عالی دارم که به زودی روی وب می خونید ............................................................... نمايش خلاق سرچشمه فرهنگ نوين |
|---|

تئاتر هنري است كه از ديرباز در ذهن بشر ساخته و پرداخته شده و انسان براي بيان احساسات و عواطف دروني خود از اين هنر استفاده مي كند . تئاتر زبان گوياي بشر است و نمايش خلاق يا نمايش دانش آموزي ، زمينه تئاتر حرفه اي و انسان سازي حرفه اي است .
همچنين ضرورت اين تئاتر، (تئاتر دانش آموزي) بر كسي پوشيده نيست و بايد با فرهنگ سازي لازم و بارور شدن اين هنر ، اهميت آن براي همگان مشخص گردد . بنابراين با توجه به ارزشهاي هنري تئاتر كه ريشه در آيين و سنت كهن دارد ، به منظور آشنايي بيشتر با هنر و به بهانه برگزاري جشنواره تئاتر دانش آموزي كه در 29 و 30 خرداد ماه در كرمان برگزار مي شود ، گفتگويي با كارگردان تئاتر آدمكها داشتيم كه از نظرتان مي گذرد .
كرنا : از خودتان بگوييد ؟
- من مهدي حاج محمدي ، داراي مدرك تحصيلي ليسانس هنرهاي نمايشي ، در شهر كرمان متولد شدم ، فعاليت هنري خود را از سال 1366 در دبيرستان و با بازي در نمايش هاي مدرسه شروع كردم . كارم را با نويسندگي و كارگرداني ادامه دادم و سپس به عنوان داور در جشنواره ي تئاتر دانش آموزي به فعاليت خود ادامه دادم .
كرنا : تئاتر دانش آموزي چه اهدافي را دنبال مي كند ؟
- متاسفانه ، هدف در تعاريف جشنواره ي تئاتر دانش آموزي و برنامه ريزي گم شده ، در حاليكه هدف اصلي جشنواره تئاتر دانش آموزي ، ايجاد نمايش خلاق است و نمايش خلاق ، اولين قدم در تئاتر دانش آموزي مي باشد . همچنين تئاتر بهترين راه فرهنگسازي در يك مملكت است كه بايد راه خود را حول محور نمايش پيدا كرده و توسعه دهد .
كرنا : شما به عنوان كارشناس تئاتر ، چه صحبتي با مسئولين اجرايي نمايش و تئاتر دانش آموزي داريد ؟
- وعده هاي شيرين و شعارهاي اميدوار كننده از سوي مسئولين و گلايه و شكايت هاي هميشگي از سوي هنرمندان يك بحث هميشگي است كه بايد توجه به ضرورت نمايش و تئاتر دانش آموزي ، مكاني اختصاصي براي اجراي تئاتر و نمايش جهت ترويج فرهنگ تئاتر در نظر گرفته شود .
كرنا : نظر شما در مورد تاثيرات برنامه هاي جانبي در رشد فرهنگ و هنر ، بين دانش آموران چيست ؟
- اگر اغراق نكرده باشم هيچ . به دليل اينكه برنامه هاي جانبي از نظر جايگاه و چگونگي اجرا ، هزاران متولي دارد و چون متاسفانه فرهنگ و هنر به گزارش نويسي و مكتوبات و انجام وظيفه ، خلاصه مي شود ، تاثير مثبتي هم نخواهد داشت .
كرنا : به نظر شما مشكلات سد راه تئاتر دانش آموزي چيست ؟
- مهمترين و اساسي ترين مشكل تئاتر دانش آموزي ، عدم مشاركت و همكاري دانش آموزان است و بايد در كنار مسئولين برگزاري جشنواره ، مشاورين علاقمند به هنر تئاتر از بين خود دانش آموزان باشند و همچنين مشكل ديگر ، نبودن برنامه هاي آموزشي مناسب براي مربيان هنر و ارزش ندادن و عدم درك واقعي اهميت تئاتر دانش آموزي مي باشد .
كرنا : به عنوان داور و كسي كه دستي در جشنواره ي تئاتر دانش آموزي دارد ، نظرتان درباره هنرمندان اين رشته و حتي خود دانش آموزان چيست ؟
- بهتر است كه هنرمند ، بدون اتكاء به وعده ها و شعارها ، خود را در مسير مطالعه و تحقيق و تجربه اندوزي بياندازد و البته بهترين نقطه و روزنه ورود در عرصه نمايش ، دانشگاه و مطالعات گسترده تر مي باشد ، اما انگيزه نيز نقش تعيين كننده اي دارد .
كرنا : لطفاً از نمايش خودتان كه قرار است در جشنواره اجرا شود ، بگوييد ؟
- آدمكها ، نام نمايشي است كه سعي شده بدون اعمال نظر كارگرداني و نويسندگي از خلاقيت و استعداد دانش آموزان استفاده شود . آدمكها ، در واقع بحث بين توپ و چاقويي است كه ديدگاه هاي متفاوتي در مورد آدمكها دارند .
كرنا : آيا شما مجموعه مشخص جهت انجام فعاليتهاي حرفه اي داريد ؟
- البته حرفه اي كار كردن مشكلاتي هم دارد كه اولين مسئله همان بحث اقتصادي هنرمند يا گروه است كه بايد به نحوي تامين شود . اما از نظر كاري و تجربه اندوزي ، مدتي است كه گروهي را تحت گروه «نان» به ثبت رساندم ، چون نمايشي ترين نياز بشر ، نان است و اين گروه در حال حاضر در اجراهاي عمومي ، جشنواره ها و نمايش ها فعاليت دارد .
كرنا : و حرف آخر ؟
- حرف خاصي نيست ، اما بهتر است ، هم به خلاقيت ، و هم به تئاتر و خود دانش آموزان و بخصوص قشر هنرمند و خلاق بيانديشيم ، چون نمايش خلاق سرچشمه فرهنگ نوين عصر حاضر مي باشد .
.....................................................................................

هیئت داوران جشنواره دانش آموزی سال۸۷
از راست : مازیار رشید صالحی . محسن ایرانمنش . مهدی حاج محمدی
اكبر رادي در روز دهم از مهر ماه سال 1318 در رشت پا به عرصه وجود گذاشت. فرزند سوم از يك خانواده شش نفره بود این هنرمند بزرگ در تارخ پنجم دی ماه ۸۶ در بیمارستان پارس درگذشت
نام پدرش «حسن» كه با 9 كلاس سواد به زبان هاي فارسي، تركي، فرانسوي و روسي تسلط داشت و در خيابان شاه قنادي و به اتفاق برادرش كارخانه قند ريزي و سخت گرفتار معاملات كه اين موضوع مجالي براي پرداختن به فرزندان را نمي گذاشت. مادر اكبر« ام البنين » زني بي سواد اما با احساس، دانا و شايسته بود رادي چند سال اول زندگي خود را در رفاه نسبي گذراند .
چهار سال اول دوران تحصيل خود را در دبستان «عنصري » گذراند اما در سال 1339 به علت ورشكستگي پدر به تهران آمدند فقر به شدت آن روي خود را به رادي نوجوان نشان داد تا جاي كه براي تهيه نياز هاي اوليه خود دچار سختي فراوان بود.

خالق نماشنامه«منجي در صبح نمناك» دو سال آخر ابتدايي ود را در دبستان «صائب» تهران گذراند و دوره متوسطه را در دبيرستان فرانسوي «رازي» به پايان رساند.
رادي مي گويد:( در طول تحصيل يك دو سال باطل هم داشتم: اين كه در مقطع ابتدايي محصل درس نخوان زرنگي بودم و در كتبي امتحانات نهايي حوزه شاگرد اول شدم، سوم دبيرستان بودم، پانزده ساله، كه بر اثر يك بحران شديد روحي، و سردي به درس و مشق و گرايش به مطالعه سه تجديد آوردم و با همان سه تجديد رد شدم ...) رادي يك سال نيز در كنكور پزشكي شركت كرد كه موفق به قبولي در دانشگاه نشد. او در سال 1339 در رشته علوم اجتماعي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران پذيرفته شد و چهار سال بعد نير در فوق ليسانس همان رشته قبول شد اما در هنگام اخذ پايان نامه درس را به علت فشار زندگي مشترك رها كرد.
رادي از سال 1340 با حكم رسمي معلم شد. علاقه بيش از حد او تئاتر باعث شد تا مطالعات خود را به زمينه ادبيات و تئاتر اختصاص دهد و دو نمايشنامه رونه آبي(1341 ) با هزينه شخصي و افول(1343 )با هزينه گروه طرفه به چاپ رساند.
استاد اكبر رادي در سال1341 به عضويت گروه ادبي طرفه در آمد كه اعضاي آن را اغلب دانشجويان تشكيل مي دادند كه سوادي انقلابي ادبي را در سر داشتند.
رادي در سال 1344 با يكي از هم دنشگاهي هاي خود به نام« حميده عنقا» ازدواج كرد و صاحب دو فرزند پسر به نام هاي آريا و آرش شد. كه فرزند اولش آريا و همسرش هر دو پزشك و آرش فارغ التحصيل رشته كامپيوتر هستند.
اين نمايشنامه نويس همچنين در مقام استاد دانشگاه در مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد به تدريس دروس نمايشنامه نويسي پرداخت و در سال 1373 بازنشسته شد.
اولين تجربه جدي رادي در حوزه ي ادبيات داستاني بود به نام « باران» كه در مسابقه داستان نويسي مجله «اطلاعات جوان » چاپ و ميان بيش از هزار داستان در سال 1338 برنده جايزه اول شد. او در سال 1336 اولين نمايشنامه خود به نام« از دست رفته» را به رشته حرير در آورد اما به علت دلخواه نبودن، آن را هرگز در ليست آثار خود قرار نداد.
اولين و مهمترين اتفاق زندگي رادي آشنايي او با شاهين سركسيان به معرفي احمد شاملو در سال1339 بود .
سركسيان كه تسلط كامل بر سيستم استانيسلاوسكي داشت بعد از خواندن «روزنه آبي» وتحسين فراوان رادي جوان تصميم به اجراي آن گرفت و مصرانه از رادي خواست كه جز نمايشنامه چيز ديگري ننويسد.
دومين اتفاق موثر در زندگي رادي آشنايي او با«جلال آل احمد» است و با اين كه به لحاظ فكري با هم تفاوت زيادي داشتند اما رادي آل احمد و سركسيان را در زندگي خود بسيار پر رنگ با اهميت بر مي شمارد.
اولين نمايشنامه اي كه رادي خواند «دوشيزه ارلئان» شيلر است، اما بيشترين تاثير را در نگارش از آثار« چخوف» و« ايبسن» گرفته است.
تماشاي صحنه تئاتر هيچ گاه رادي را ارضا نمي كند وخواندن نمايشنامه را به تماشاي آن ترجيح مي دهد و بر خلاف نظريات متعدد نمايش نامه را يك شكل كامل ادبي مي داند كه براي تكميل نيازي به صحنه تئاتر ندارد و اعتقاد دارد كه نمايشنامه هاي شاهكار جهان به علت اجذا ماندگار نشده اند بلكه به خاطر ساختار و محتوا پا بر جا هستند.
اكثر آثار رادي را نمايشنامه هاي بلند تشكيل مي دهند وتنها چند اثر آخر او كوتاه هستند ديالوگ در آثار رادي بسيار حائز اهميت است و شخصيت پردازي ها بر پايه آن صورت مي پذيرد كه اين مهم ترين خصيصه نمايشنامه نويسي اكبر رادي مي باشد.پرداختن به موضوعات روز جامعه هميشه بالاترين دقدقه او براي نوشتن است شخصيت هايي در باطن معصوم كه هر كدام به نوعي استحاله پيدا كرده اند و به قول رادي:« عقربي در درون » ومي كوشد تا درون خسته وخاموش انسان با تلنگري آگاه سازد.
در پايان بايد خاطر نشان كرد كه استاد اكبر رادي يكي از ماندگار وتاثير گذارتر و تعيين كننده ترين افراد در حيطه هنر هاي نمايشي است و شاخه ادبيات نمايشي در ايران تا حد زيادي مرهون اين نمايشنامه نويس بزرگ است.
نقش بازي كردن به صورت تئاتر از زمانهاي قديم و پس از به وجود آمدن تمدن و شهرنشيني وجود داشته است. در ابتدا تئاتر به عنوان وسيلهاي براي انجام مراسم، آداب و سنن خاص به كار ميرفت، در حدود 4000 سال قبل از ميلاد، مصريان از تئاتر در اين موارد بهره ميگرفتند، همچنين در يونان قديم، تئاتر تراژيك نضج گرفت كه در آن، اسطورههاي باستاني مثل اسطورة اديپوس، به نمايش در ميآمد.
حركات موزون، رقص، آواز، موسيقي، پانتوميم و شكلهاي ديگر نمايشي، يك نياز بشري براي بيان تئاتر يا سمبوليك، چه از نظر بازيگر و چه از ديد تماشاگر بوده است. بنابراين، عجيب نيست كه تئاتر جاي خود را به تدريج در موارد خاصي مانند آموزش، تعليم و تربيت و روان درماني باز كند و به عنوان محدودة مشخص تئاتر درماني مورد قبول قرار گيرد.
تئاتر درماني توسط جاكوب لوي مورنو بنيانگذاري شد. او روانپژشك بود، در روماني متولد شد، در وين زندگي و كار كرد، و بالاخره در سال 1925 براي ادامه كار خود به آمريكا رفت و او هم دورة فرويد بود و تلاش خستگيناپذير و سرسختانهاي را در جداسازي اصول تئاتر درماني از اصول روانكاوي به انجام رساند. در تئاتر درمانيهاي امروزي مايههايي از گروه درماني، گشتالت درماني، روش تحليل روابط، رفتار درماني و بعضي روشهاي ديگر روان درماني كه اساس كار آنها «اينجا و اكنون» ميباشد، به كار گرفته شده است.
در تعريف تئاتر درماني ميتوان گفت كه عبارت از يك روش گروه درماني است و در آن، خصوصيات برجسته شخصيت، ارتباطات بين فردي، تعارضات و كشمكشهاي رواني و همچنين اختلالات احساسي و عاطفي توسط روشهاي مخصوص نمايشي مورد مشاهده و بررسي قرار ميگيرند. عوامل اصلي در اين روش عبارتند از: 1- شخص اول ياپروتاگوئيست كه محور اصلي است و مشكلات روحي خود را به كمك افراد ديگري بنام «ياور» به نمايش ميگذارد؛ 2- «ياور» كه جنبهها و ابعاد متفاوتي از شخص اول را مطرح و به نمايش ميگذارد؛ 3-كارگردان (تئاتر درمانگر) كه افراد شركتكننده در تئاتر درماني را جهت كسب آگاهي و بصيرت بيشتر، هدايت مينمايد.
در ايران، از سال 1356 در انستيتو اعصاب و روان بيمارستان حافظ – شيراز تئاتر درماني به مدت شش، هفت سال فعالانه و به كمك وسائل سمعي و بصري پيشرفته بعنوان يكي از روشهاي درماني بكار گرفته شد و نتايج خوبي دربرداشت.
تاريخ تئاتر درماني به عنوان يك روش روان درماني، به كارهاي دكتر «مورنو» برميگردد. ايشان از سال 1921 در وين كار خود را در اين زمينه آغاز كرد و تئاتر درماني را «علم كشف حقيقت» ناميد. معمولاً مورنو ابتدا خود در ميان گروه به صحنه ميآمد و يك واقعه مربوط به اخبار روز را كه از جرايد بيرون آورده بود، توصيف ميكرد. حضار با كارگردان (مورنو) در اين زمينه شروع به بحث ميكردند، و سپس كارگردان از آنها دعوت ميكرد تا به صحنه بيايند و آن واقعه را بصورت تئاتري به اجرا درآورند. اين بازيگران در زمينه تئاتر افراد حرفهاي نبودند، بلكه هر يك مشكلات فردي ـ روانشناختي داشتند كه براي درمان، مراجعه كرده بودند. مورنو دريافت كه مسائل فردي اشخاص نه تنها در نحوه انتخاب موضوع خبري بلكه بر نوع و نحوه مشاركت آنها در به نمايش در آوردن آن موضوع نيز اثر دارد.
بعدها، در سال 1930 «روزنامه زنده» در ايالات متحده بر روي صحنه آمد كه خود نوعي از «تئاتر خود جوش» مورنو بود.
اصل كار مورنو از تئاترهاي تراژيك يونان قديم اقتباس شده بود و اين تا تئاترها و نمايشهاي تلويزيوني و سينمايي فعلي نيز ادامه مييابد. وقتي عدهاي از مردم در كنار هم، صحنههاي دلسوز يا ترسناك را ميبينند، بعد از آن، اغلب پالايش، تخليله و راحتي عواطف خود را حس ميكنند. معمولاً به نظر ميرسد كه حضار بعد از ديدن چنين نمايشهايي، از ترس رهايي مييابند و علت آن را به آن تراژدي نسبت ميدهند. به هر حال، مورنو از اخبار روزنامه شروع كرد و آن را به مسائل و تراژديهاي زندگي افراد تعميم و توسعه داد. براي مورنو، اشخاص نمايشدهنده و نمايش در «اينجا و اكنون» از اصول اوليه هستند. تجربه و اجراي پيدرپي يك واقعة گذشته به افراد اين امكان را ميدهد تا نسبت به آن، تجربة ملموستر و واقعيتري داشته باشند و در نتيجه، ذهنيت واقعيتري نيز نسبت به وقايع گذشته زندگيشان بيابند.
صحنه تئاتر درماني مانن آزمايشگاهي در محيطي آزاد و قابل انعطاف به فرد اين امكان را ميدهد كه راهحلهاي جانشيني مناسبتري در مورد مسئلهاش پيدا نمايد. وقتي فرد مسئلهاش را در ميان جمع و با كمك همان افراد نشان داد، به هنگام بحث و مشاركت بعدي، در مييابد كه تنها او نيست كه اين مسئله را دارد، و در ميان افراد گروه نيز هستند كساني كه از اين نظر، مشابه او ميباشند. در حين انجام نمايش تئاتر درماني اطلاعات روانشناختي وسيعي از افراد بدست ميآيد كه برحسب نگرش تحليل كننده، مورد استفاده خواهند بود.
مورنو معتقد بود كه در تمام اختلالات روانشناختي ميتوان از اصول تئاتر درماني به عنوان يك روش درماني مفيد بهره گرفت؛ حتي در جنونها! او كاربرد تئاتر درماني را به بيماران محدود نميكرد، بلكه اين روشها را در مورد بزهكاران، مجرمان، افراد عادي و جمعيتها و مؤسسهها نيز به كار ميبرد. همچنين در موقعيتهاي آموزشي، مشاوره ازدواج، مشكلات مراكز صنعتي و به طور كلي براي كليه موارد مشاوره و راهنمايي با روششناسي مشخص از تئاتر درماني استفاده ميشود. از سالهاي 1940 به بعد، مؤسسه مورنو، تئاتر درماني را به جمع مردم آورد و به اين ترتيب، همه ميتوانستند در آن شركت نمايند. مورنو معتقد است كه شايد روزي بتوان تئاتر درماني را در تلويزيون به صورت «روانپزشكي توده مردم» مطرح نمود.
تئاتر درماني، روشي است كه ميتوان از طريق آن، به شخص كمك كرد تا ابعاد روانشناختي مسئلهاش را كشف كند. فرد از طريق به نمايش در آوردن آنها و نه فقط از راه گفتگو به بازنگري مشكل خود ميپردازد. تئاتر درماني داراي روشهاي مختلفي است كه آنها را ميتوان همان گونه كه هستند و يا با تغييراتي برحسب شرايط، به كار برد. تئاتر درماني با روان درماني، و بخصوص روان درماني گروهي ريشه مشترك دارد.
«شخص اول» يا پروتاگونيست به كسي گفته ميشود كه در تئاتر درماني، نقش اصلي را دارد. اين فرد ممكن است درمانجو، دانشجو، كارآموز، عضو گروه و يا هر فرد ديگري باشد. به طور كلي هر فردي كه موقعيتهايي از زندگي خود را به نمايش ميگذارد شخص اول يا پروتاگونيست نام دارد.
كارگردان: به كسي ميگويند كه شخص اول را در استفاده از روشهاي تئاتر درماني به منظور بازنگري مسئلهاش هدايت ميكند. اين فرد ميتواند رهبر گروه، درمانگر، معلم و يا مشاور باشد. حتي گاهي كارگرداني تئاتر درماني را يكي از اعضاء گروه به عهده ميگيرد.
«ياور» به فردي اطلاق ميشود كه در كنار شخص اول و كارگردان به ايفاي نقش ميپردازد. اين فرد در زندگي شخص اول نشانگر افرادي مانند همسر، كارفرما و يا بخش ديگري از موجوديت خود شخص اول است. ساير تكنيكها و نقشهاي خاصي را كه ياور ميتواند عرضه كند.
حضار: افرادي هستند كه در مدت اجراي تئاتر درماني حضور دارند. اين افراد ممكن است اعضاء يك گروه درماني، شركت كنندگان در يك سمينار، دانشآموزان يك كلاست يا اعضاء خانواده شخص اول باشند. اين افراد برخلاف تماشاگران تئاتر معمولي، با ايفاي نقشهاي فعال، شخص اول را در شناخت احساساتش ياري ميدهند.
ابزار تئاتر درماني: صحنه؛ مكاني است كه نمايش در آن اجرا ميشود. اين ممكن است يك سكو يا مكان دائمي تئاتر درماني باشد. حتي افراد ميتوانند كنار هم بايستند و فضائي را ميان خود بسازند. محل واقعي تعارض نيز ميتواند به عنوان صحنه مورد استفاده قرار گيرد. مسلماً ابزار بهتر ميتواند به نمايش در هنگام عمل تأثير بيشتري ببخشد. شكل اصلي صحنهها در تئاتر درماني، مانند شكل يك است؛ محلي با سه سطح و با ارتفاعهاي متفاوت از يكديگر: محل حضار، صحنه و بالكن بالاي صحنه، نورپردازي و به طور كلي هر يك از امكانات موجود ميتوانند در جهت پربار كردن تئاتر درماني مفيد باشند.
صحنه اصلي حداقل بايد 4 تا 5 متر عمق داشته باشد. سكوي بلندي كه به راحتي بتوان بر آن قدم گذاشت، ميتواند به مفهوم مرز ميان حضار و صحنه باشد. (در يونان باستان، واژه پيش صحنه، به مرز صحنه و تماشاگران گفته ميشد. يعني با گذشتن از اين مرز به دنياي نمايش و ايفاي نقش وارد ميشوم!) و توجه شخص اول و يا ياور به محض حركت به طرف صحنه، به دنياي تئاتر درماني جلب ميشود. معمولاً براي صحنه از وسايلي مانند چند صندلي سبك و يك ميز ساده استفاده ميشود. چند بالش يا پشتي و وسايل ديگر هم ميتوانند مفيد واقع شوند. از صندلي نه فقط براي نشستن بلكه از صندلي خالي براي به كارگيري تخيل فرد و بيرونريزي مشكلات و يا به عنوان سنگر و سكو و يا مكان مرتفعي كه به صورت سمبوليك نشاندهنده قدرت و يا مقام است ميتوان استفاده نمود. ميز ميتواند نمايانگر پشتبام و يا يكي از موارد زير باشد: ميز مطالعه، محل محاكمه، ميز غذاخوري، و يا غاري كه ميبايد خميده داخل آن شد و خود را در آن مخفي كرد. از بالش براي مشاجره، ضربه زدن، گاز گرفتن، دفاع و يا حتي به عنوان بچهاي كه در آغوش گرفته ميشود ميتوان استفاده كرد.
وجود وسايل ديگري ضرورت ندارد، ولي اگر باشند ممكن است مورد استفاده قرار گيرند. براي مثال، نورپردازي به شكل خاص ميتواند احساس و فضاي ويژهاي را نشان دهد. نور قرمز براي نشان دادن جهنم، اغذيهفروشي، و يا احساس عاطفي شديد؛ نور آبي براي صحنههاي مرگ، بهشت و يا دريا؛ تاريكي مطلق نمايانگر تنهايي، انفكاك از جمع و يا نياز به انجام كاري در خلوت؛ و ايجاد فضاي تار به عنوان صحنهاي رويايي بكار ميآيد. همچنين موسيقي چه به صورت زنده و با حضور نوازنده و چه ضبط شده به خصوص اگر متناسب با فعاليت حركتي بدن بازيگران تنظيم شود، ميتواند تأثير عميقي بر تئاتر درماني داشته باشد.
تئاتر درماني به نمايشي گفته ميشود كه حلكننده مشكلات عاطفي شخص باشد. اين شكل از تئاتر بر حول و حوش عواطف شخص اول متمركز است. به طور كلي ممكن است در بخشهاي مختلف زندگي فرد مانند گذشته، حال و آينده وي، گردش كند معمولاً سمت و سوي اصلي حركت تئاتر درماني، بخشهاي عميق عواطف فردي است.
سوسيودرام: نوعي تئاتر درماني است كه هدفش مشخص نمودن مسايل گروهي (ونه فردي) ميباشد. در اينگونه نمايشها نيز شخص اول وجود دارد، ولي مسايل فردي وي مطرح نيست، بلكه نقشي كه در گروه بازي ميكند، مورد نظر رشد و گسترش تواناييهاي فردي است، مشخص ميگردد. واژه «گروه مواجه مستقيم» به نوعي گروهي درماني اطلاق ميشود كه فعاليتهايي در زمينه «آموزش حساسيت»، «گروههاي تي» و گروههاي ماراتون و بازار كار تفريحي و برنامههايي در مراكز رشد، و موارد مشابه داشته باشند. در اين گونه فعاليتها، روشها تئاتر درماني غالباً مورد استفاده يا سوءاستفاده قرار ميگيرند. در هر صورت، در سالهاي اخير نقش تئاتر درماني در گروههاي مواجه مستقيم رو به افزايش نهاده است و روشهاي تئاتر درماني ميتواند تأثير قوي بر روند يك گروه مواجه مستقيم داشته باشد. اغلب روشهايي كه در اين گونه گروهها استفاده ميشوند، از كارهاي مورنو گرفته شدهاند.

قلندر وار
امشب به کویت آمدم دانم که در وا میکنی
رحمی به این خونین دل رسوای رسوا میکنی
لیلای من باشد عیان در هر زمان در هر مکان
زاهد چرا بهر نشان هی لا و الا میکنی
هــــــــــــــی هـــــــــــــای
ای دل ای دل بیاموزی اگر راه درست عاشقی
با هر چه او قسمت کند صبر و مدارا می کنی
هــــــــــــــــــــــــــــای
هی حنا حنا مست قلندر هی حنا حنا مست قلندر
هی حنا حنا مست قلندر هی حنا حنا مست قلندر
این چرخه میچرخد بسی بهر حساب هر کسی
یک روز جبران میکنم جوری که با می کنی
آشفته بازاری نکن ای دزد مادر زاد دل
صد حلقه میپیچی به هم تا یک گره وا میکنی
گه در تماشاخانه ی قسمت مرا بازی دهی
گر نقشهای خویش را در من تماشا میکنی
پای پیاده
پاي پياده ميرود هي هي....هي هي
قافله ي نگاه من هي هي....هي هي
تا برسد به چشم تو هي هي ......هي هي
اي مه شا مگاه من اي مه شامگاه من .....
مه شا مگا ه من
پاي پياده ميرود
قافله ي نگاه من
تا برسد به چشم تو
اي مه شا مگاه من
هزار حرف گفتني دارم و دم نمي زنم
كاش شود بخواني از پنجره نگاه من....
پاي پياده ميرود
قافله ي نگاه من
تا برسد به چشم تو
اي مه شا مگاه من
شب است خوشه وسايه ها
و جغدها خرابه ها ميان اين سياهه ها
فقط تويي پناه من فقط تويي پناه من......
وقت سفر عزيز من ساز به دست من نده
اسير مويه مي شود مخالف سه گاه من مخالف سه گاه من
پاي پياده ميرود
قافله ي نگاه من
تا برسد به چشم تو
اي مه شا مگاه من اي مه شا مگاه من
پاي پياده ميرود
قافله ي نگاه من
تا برسد به چشم تو
اي مه شا مگاه من
اگر چه رفته اي ولي قصه ي عشق ماندنيست
يا د تو مانده تا ابد در دل بي گناه من دل بي گناه من دل بي گناه من
پاي پياده ميرود
قافله ي نگاه من
تا برسد به چشم تو
اي مه شا مگاه من
پاي پياده ميرود
قافله ي نگاه من
تا برسد به چشم تو
اي مه شا مگاه من